مایک لی این مرد همه کاره که هم کارگردان، هم فیلمنامه نویس است در 20 فوریه سال 1943 در انگلستان به دنیا آمد. او در آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک به تحصیل پرداخت و برای کمپانی سلطنتی شکسپیر بازیگری کرد. در دهه 60 ابتدا یک کارگردان تئاتر بود و سپس در دهه 70 بود که رو به فیلم های تلویزیونی و نوشتن آثار و کارگردانی برای تلویزیون پرداخت.
گاهی اوقات آثار او با یک کارگردان بریتانیایی دیگه به نام کن لوچ مقایسه می شود چون هر دو کارهاشون متمرکز بر زندگی روزانه، مشکلات اجتماعی و رئالیسم اجتماعی است. اکثر فیلم های مایک لی در دل شهر و زندگی شهری است و شخصیت های فیلم های او افرادی معمولی و ساده نظیر همسایه خانه بغلی شما هستند ! مایک لی کارهایش را اغلب بدون یک فیلم نامه شروع می کند و اجزای اصلی فیلم را کنار هم قرار می دهد و سپس اجازه میدهد در طول مراحل فیلم سازی این بازیگرها باشند که با بدیهه گویی قسمت زیادی از فیلم را تشکیل دهند، بهترین نمونه در این زمینه را می توان در فیلم " عریان " دید که بعدا مفصل به آن می پردازیم.یکسری منتقد این شیوه فیلم سازی مایک لی را مورد نکوهش قرار می دهد و می گویند او با این شیوه باعث می شود بازیگر مورد استثمار قرار گیرد ولی نظر شخصی من این است زمانی که فیلم رئال می سازی ولایه های پنهانی در فیلمت وجود ندارد ( بر خلاف فیلم عریان که البته در اون هم بدیهه گویی غوغا می کند ) شخصیت ها انگار زندگی روزانه و افکار خود را بیان می کنند پس نیازی به فیلم نامه نیست. در دهه 70 مایک لی 9 نمایشنامه تلویزیونی ساخت آثاری نظیر Nuts in May ، آثاری که بیشتر هجو آمیز بودند وسعی می کردند پیش پا افتادگی جامعه را نشان دهند.
در سال 1988 او فیلم " High Hopes " را ساخت و فیلم های بعدی او یعنی " عریان " Vera Drake کمی متفاوت تر به نسبت آثار قبلی و حتی بعدی او هستند، فیلم های بی رحمانه، من میگم تاریک تر و نگاهی بدبینانه تر به همه چیز.
سال 2005 بازگشت مایک لی به تئاتر بود و او بعد از سال ها غیبت نمایشنامه جدید خود را در لندن روی صحنه برد. در این نمایشنامه با خانواده یهودی جناح چپی سکولاری مواجه هستیم که یکی از اعضای خانواده به دین رو می آورد، این اولین باری بود که مایک لی از یهودی بودن خانواده اش در آثارش استفاده می کند.
شیوه کار مایک لی به این صورت است او ابتدا طرحی از اینکه چطور باید اوضاع پیش رود می کشد ولی تمامی قضایا و اهداف را در اختیار تیم بازیگری قرار نمی دهد تا آن ها سرنوشت خود را در فیلم بیابند و بسته به پاسخ واقعی خود به حوادث واکنش نشان دهند.حوه آماده سازی بازیگران در فیلم های مایک لی به این صورت است که ابتدا آن ها به طور خصوصی با کارگردان دیدار می کنند و سپس به یکدیگر معرفی می شوند انگار شخصیت های آن ها در زندگی شخصی با یکدیگر مواجه شده اند.نظر شخصی این است که این نوع فیلم سازی یک نوع ریسک است چون بداهه گویی در سینما و اون هم سینمایی نظیر مایک لی که اکثرا فیلم های درام می سازد و رئالیسم است کمی ریسک است تا سینمای کمدی که هر شخصی یک طنز نهفته درشخصیتش دارد ولی این فرمول تا به امروزه در سینمای او جواب داده است !در مصاحبه ای که با لورا میلر مایک لی داشت اظهار کرد : من فیلم هایی می سازم که واقعا سبک دارند، ولی سبک تبدیل به جایگزینی برای حقیقت و واقعیت نمی شود.رویای مایک لی نمایش دادن زندگی معمولی و روتین انسان ها، زندگی واقعیست، او تصمیم های شجاعانه ای می گیرد تا بتواند واقعیت را به تصویر بکشد. او برنده جوایز بی شماری درجشنواره های فیلم اروپا بوده است.
رازها و دروغ ها ، الکی خوش ، آقای ترنر، برهنه ، دختران کار ، زندگی شیرین است ، سالهای دیگر ،پیترلو از جمله آثار وزین او.در سینمای جهان است.
مي نگارم تا دلم را شعله ور ،شجاع و بي قرار نگه دارم. در دلم همه ي آشوب ها و تضاد ها و غم ها و شادي هاي زندگي را احساس مي كنم اما مي كوشم تا آنها را مطيع آهنگي برتر سازم ، برتر از آهنگ عقل ، و حماسي تر از آهنگ دل....