تبليغاتX
(برگ زیتون)
 

 

 

(برگ زیتون)


تا زمانی که برگ زیتون بر منقار خونین کبوترهاست آرامش نزدیک واری حس نخواهد شد

 

bullet شمر و امام را در زمان خود بهتر بشناسیم.
 
شمرها زاده گان استبداد اند و دشمنان آزادی و آزاده زیستن آدمی ... شجره خبیثه چشمانشان ریشه در جاهلیتی ازلی دارد که زنجیر بر دستان فرزندان آدم افکنده و خود را وصی دیانت بشریت قرار داده است. تاریخ شمرها قصه غصه ابنای آدم است. قصه قومی که کفتار ها پر پروازشان را شکسته اند و اینان لاجرم در تکاپوی تدبیر نردبان اند ...

شمرها خفتگان کاروان حیات اند، خواب می بینند باریدن خاک را، شیهه می کشند ازلیت حباب را ! و در تلاطم رویاهاشان طعم تعفن را در لحظه لحظه خواب آلودگی شان زمزمه می کنند. شمرها خواب دنیا می بینند و کابوس آخرت را ... خواب دنیاشان ژرفای جهالتی مرکب است که بر شرحه شرحه وجودشان ساتر و در لابلای هذیان کلامشان بارز است. گهواره وهم، چراگاه رؤیاهاشان را آراسته و کابوس هرزگی را میهمان اوهام رنگارنگشان خواهد کرد. سرزمین رؤیاهاشان ملک جهالت است که سلاطین جهل حکم فرمایان کابوس های طولانی اش هستند ... و وای بر آن دم که بانگ بیداری بر آید ...

قال علی علیه السلام: الناس نیام، فاذا ماتوا انتبهوا.(بحارالانوار.ج.4.ص43)

علی علیه السلام می فرماید: مردم خواب اند و آن هنگام که می میرند متوجه می شوند. (بحارالانوار.ج.4.ص43)

شمر

شمرها غربال شدگان صافی های نور اند.  تاریکی وجودشان خاکستر مرگ است که در تار و پود ننگ و بدنامی سرشته شده و گذر زمان و بالا و پایینی روزگار پرده از چهره گرگ سیرتان نهفته در چشمانشان بر خواهد داشت.

شمر ها به هزار و چند چهره بازی خورده و به چندین هزار قافیه در می آیند؛ اما این مکتوب ابدی شان است که در گذر غربال تاریخ رسوا شدگانی بی سرپناه اند.

غربال زمان درگاه روشنایی و تاریکی است. و وای بر فرو افتادگان ...  

قال علی علیه السلام: أَلا إنّ بلیتکم قد عادت کهیئتها یوم بعث اللّه نبیه (ص) و الذِی بعثه بِالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة حتى یعود أَسفلکم أعلاکم و أعلاکم أسفلکم و لیسبقن سباقون کانوا قصروا و لیقصرن سباقون کانوا سبقوا و اللَّه ما کتمت وسمة و لا کذبت کذبة. (الکافی ج : 1 ص : 370)

امام علی علیه السلام: بدانید که بلای‌ شما، بازگشته است، مانند آن امتحانی‌ که در روز بعثت رسول الله(ص) بود. سوگند به آن کسی‌ که او را به حق مبعوث کرد، به هم خواهید خورد و غربال خواهید گردید و جدا خواهید شد تا پایین‌ترین، بالاترین و بالاترین، پایین‌ترین شود و جلو خواهند افتاد، کسانی که عقب مانده‌اند و عقب خواهند ماند، پیشتازانی که جلو افتاده‌اند. به خدا قسم! هرگز حقیقتی‌ را پنهان نکردم و هیچ گاه دروغی‌ نگفتم.  (الکافی ج : 1 ص : 370)

شاخصه بزرگ شمرها، دور ماندگی و واماندگی از "ادب" است. شمرها بر مسلک دوری از ادب روزگار می گذرانند و سرانجام، محبوس و شکست خورده این راه تاریک اند.

ادب،  گمشدی حیات شمرهاست؛ و همین دوری از ادب است که شمرها را خالدین اسفل السافلین خواهد کرد.

دوری از ادب در مسلک شمرها، در عین آنکه خود فاعل و باعث هر زشتی است؛ مفعول و متاثر تاریکی ذاتی شان می باشد.

اما ذات مقدس "امام" معنای ادب است ، عین ادب است ، غایت ادب است و کلمه کلمه او جرعه جرعه احترام است خلقت را ... و إنّك لعلى‏ خُلُق عظيم (القلم 4)

وجود امام شاکله اخلاق است و اسوه ادب؛ و او آن کریم نیک خواهی است که شیرینی اخلاق نکو را میهمان آلام و مصایب بشریت خواهد کرد.

 خداوند تبارک و تعالی وجود امام را بارگاه ادب و مهد اخلاق قرار داد و او را معلم اخلاق بشریت دانست؛ ... و پیش از آنکه او را بر این جایگاه نهد خود او را تربیت کرد و ادب را بر قامت وجود منورش شکل داد ... إن اللّه أدّبنی ، ثم ربّانی (نبی اکرم) ...

امام نهایت ایمان را اخلاق و ادب می انگارد و واحه های حیات انسان را سزاوار شور و سرور ادب معرفی می کند ؛ او نشانی حیات طیبه را بر شاخ و برگ شجره طیبه ادب راهنمایی می کند و خلیفه الله ی انسان را چیزی نمی نگرد مگر "مودب" شدن انسان ... انسان مودب ... انسان مودب ... انسان مودب ...  ما شي‏ء أثقل في الميزان من خلق حسن. (نبی اکرم)  ... حالیا که شمر ها در برترین جایگاه خود غرقه اسلوب و ظواهر بوده و از ذات دین بری و نا آگاهند ...

عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال: عليكم بحسن الخلق، فإنّ حسن الخلق في الجنّة لا محالة. و إيّاكم و سوء الخلق، فإنّ سوء الخلق في النار لا محالة. (نبی اکرم)

شمرها زادگان شجره خبیثه اند ؛ قحطی "انسان" خشکسال قلب هاشان را هزاران سال است که در کابوس نا امن خویش به یغما برده و شعبده فهم ، تمثیل نافهمی دل های نداشته شان را به بازی جهل خویش گرفته است.

شمرها، آن هنگام که بال های توحیدشان را شکستند و خاموش کردند چراغ های فطرت را ، قافیه بند حرامی ترین کلمات زمین بودند؛ به خشکستان خواب هاشان رفته و خشکه_آرای بوته های کج فهمی شدند؛ حرص می کنند درخت جهل خویش را ، آذین می بندند خباثت شاخه هایش را ، تشنگی می نوشاندند بر ریشه هایش و میوه می آورند از گذر خشکستان قلب هاشان...

مکاره بازاری است بازار شمرها ! میوه تشنگی را فقط به عمق عطش می فروشند ، پشته جهل را مگر به بذر کج اندیشی مبادله نتوانند، خرمن خرمن تاریکی می دهند و وحشت طلب می کنند و سبد های اوهامشان را به غباری از یاس وامی نهند.  

گرداب تاریکی شان یأس را فریاد می کند و همهمه زوزه هاشان امید را به ناکجا آباد های ذهن بشر رهنمون می سازد ... شمرها کدخدایان قریه های ناامیدی اند و یأس را مکتوب قلب های نداشته شان کرده و عرشه لغزان زورق هاشان را در ظلمات امواج خروشان شرک به نظاره نشسته اند ... أُولئك يئسوا من رحمتي‏ و أُولئك لهم عذاب أليم (23 مائده) 

شمرها ناخدایان کشتی یأس اند در پس طوفان جهل ... حالیا که امام موذن امید است بر رفیع ترین قلل اندیشه بشر ؛  آغوش گرم امام  گهواره امنیت و آرامش و امید  است ذره ذرات خلقت را و تسبیح کلام او امید بخش دل های حیران است ؛ ولا تیأسوا من روح الله (یوسف 87) ...

امام

ذات مقدس "امام" معنای ادب است ، عین ادب است ، غایت ادب است و کلمه کلمه او جرعه جرعه احترام است خلقت را ... و إنّك لعلى‏ خُلُق عظيم (القلم 4)

وجود امام شاکله اخلاق است و اسوه ادب؛ و او آن کریم نیک خواهی است که شیرینی اخلاق نکو را میهمان آلام و مصایب بشریت خواهد کرد.

 خداوند تبارک و تعالی وجود امام را بارگاه ادب و مهد اخلاق قرار داد و او را معلم اخلاق بشریت دانست؛ ... و پیش از آنکه او را بر این جایگاه نهد خود او را تربیت کرد و ادب را بر قامت وجود منورش شکل داد ... إن اللّه أدّبنی ، ثم ربّانی (نبی اکرم) ...

امام نهایت ایمان را اخلاق و ادب می انگارد و واحه های حیات انسان را سزاوار شور و سرور ادب معرفی می کند ؛ او نشانی حیات طیبه را بر شاخ و برگ شجره طیبه ادب راهنمایی می کند و خلیفه الله ی انسان را چیزی نمی نگرد مگر "مودب" شدن انسان ... انسان مودب ... انسان مودب ... انسان مودب ...  ما شي‏ء أثقل في الميزان من خلق حسن. (نبی اکرم)  ... حالیا که شمر ها در برترین جایگاه خود غرقه اسلوب و ظواهر بوده و از ذات دین بری و نا آگاهند ...

عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال: عليكم بحسن الخلق، فإنّ حسن الخلق في الجنّة لا محالة. و إيّاكم و سوء الخلق، فإنّ سوء الخلق في النار لا محالة. (نبی اکرم)

امام" عمیق ترین لبخند تاریخ است بر گونه دخترکان رنجور کوهستان، دستان گرم اش پینه از انگشتان محنت و درد کودکان یتیم زدوده و شعف کلام اش، گریه شوق را میهمان چشمان خسته پیرزنان دوردست ترین آبادی های جهان خواهد کرد.

امام، مولای لبخند است ؛ پیامبر شادی است و نام اش سلسله جنبانی سرور است بر بلندای هیجان بادبادک ها ...

امام شعف شادی را میهمان دل سنگریزه ها خواهد کرد؛ هلهله بهجت را بر دل پیرمردان مهجور نشانده و شور نشاط را در لابلای امواج عظمت دریاها به ودیعه خواهد نهاد.

اللهی و الهمنی و لها بذکرک الی ذکرک و همتی فی روح نجاح اسمائک و محل قدسک ...  

امام" شجره طیبه نور است، عین نور است، سلسله نور است، قیام نور است، قعود نور است و حلاوت نام اش کرامت کریم ترین کلمات را به بازی می گیرد؛ برهان اش را صراط المستقیم ستارگان شاهد اند و غبار گام هایش را "طور" به یغما می برد...

امام را سر سودای خورشید است ... نور را بر همه می خواهد و همگان را بر نور ... رایحه رحمت اش را حائلی نباشد و چشمه سار کلام اش، سیرآبی ابر های پرباران است ، بر همه می بارد و بر بارشش طلب نخواهد. خوشه های برکت را هبه خلقت کرده و  دست گیر سرپنجه های نا امید غریق گرداب های تاریکی است، ریشه بر "رضوا" و "ذی طوی" داشته و سر بر بی انتها می ساید. کرامت را به کرم می بخشد و بر بخشایش اش بهانه نخواهد. امام، شادی امید را میهمان دل های نا آرام فرزندان انسان کرده است. آغوش آرامش اش، چشمان نگران گنجشککان افکار بشریت را به مهاد امن و امان خویش فرا می خواند.

امام، آغوش آرامش و امیدش را بر ابنائ بشر گسترده کرده و خنکای سایه اش، التهاب ناامیدی در راه ماندگان بیایان های تشنگی را، به باران برکت وجودی اش فرا می خواند ... او آیه امید بر شیهه های یأس و  درماندگی است و در بلندای عظمت و رحمت اش، بشر بال های آرزو گسترده و امید را از چشمه سار وجودی او طلب می کند ... ومناهل الرجا الیک مترعه ...

تدبیر امام و منش و مسلک اش، جاودانه کردن شعف امید در دل فرزندان انسان و زدودن گرد یأس از چشم انداز حیات بشر در تمامی اعصار بوده است.

 امام ناآرام ترین شب انسانیت را به نوید سحر روشن کرده و در سیره او "یأس"، مذموم ترین و رانده شده ترین هاست.

 امام آرامش دل بشر و شیرین ترین آرزوی پیش روی خلقت است که دل آدمی را میهمان آرامش آغوش پرطراوت خود خواهد کرد  ... و ثبت رجائک فی صدورنا ...

وجود نورانی اش مسبوح قدسیتی است که در کشاکش حیات و دغدغه آلام بشریت، تنها ملجا و پناهگاه تندبادهای حوادث و تاریکی ناگواری هاست ... آرامش نام اش، زمزمه شعف است ذره ذرات خلقت را و حیرانی کلامش نقطه توحید نشانی ناکجا آبادهای اندیشه انسان است ... امام غایت آرامش و امید مطلق است ...

 امان نامه علمدار کربلا

آنجا که امید رنگ بازد و یأس روی بر بشریت نمایان کند ، انسان پای در سرای شمرها نهاده و این تازه آغاز تشنگی بزرگی است برای او ...

 

حجه ابن الحسن المهدی علیه آلاف التحیه و الثنا ، پر طراوت ترین بارش آرامش است بر تاریخ انسان ... عزیز ترین آغوش است بشریت را ... درخشان ترین نوید است گرداب های تاریکی را  و وجودش، مهاد امن و امید است چشمان نگران فرزندان انسان را ...

 

یارب ، ان لنا فیک املا طویلا کثیرا، ان لنافیک رجا عظیما ...

امام مولای امید است و مظهر آن و در منش او یأس را به چیزی جز شرک قیاس نتوان کرد، امام هبه امید است آدمیت را و کلام او سلسله جنبانی فهم در پله پله امید است و هلهله چشمانش بشیر بشارتی لطیف است خلقت را ... و هو الَّذي يرسل الرّياح بشرا بين يدي رحمته (57 الاعراف) ... بشارت صبح، بشارت خورشید، بشارت نور، بشارت باران ، بشارت آغوشی آرام برای آدمیت ... بشارت امام ... الیس الصبح بقریب ...

عطر کلام امام را فطرت انسان استشمام کرده و قطرات فهم بشریت را ولاتیأسوا من روح الله (یوسف 87)  است که به اقیانوس امید و آرامش رهنما خواهد شد.  و ما جعله اللَّه إِلا بشرى‏ لكم و لتطمئنّ قلوبكم به و ما النَّصر إِلا من عند اللَّه العزيزِ الحكيم (126 آل عمران)

  

هنگامه شیرینی خواهد بود آرام گرفتن در آغوش آرامش آن امید مطلق ... و نحن نقول الحمد الله رب العالمین...

 


امام حسین

نشانی ات را می خواهند ! ... حسین ... نشانی تو را ...! مگر میتوان "حسین" بود و بی نشان تاریخ ؟! هیهات ... کدامین نشانی ات را بگویم ؟ در کدامین جایگاه تاریخ شهادت ات دهم ؟ ...


 بعد از عاشورا و در همه حال و زمان زینبی  (س) باشیم

امام موسی صدر



من به آنچه از ناتوانيها و شيونها و ناله هاي امام حسين يا زنان و يا خاندان امام حسين(ع) نقل و خوانده مي شود، اعتقادي ندارم. به هيچ عنوان به اين مسائل اعتقاد ندارم. اميدورام اين مسائل مطرح نشود، چرا که اين مسايل منحرف کردن حرکت امام حسين و مأموريت او است. هرگز نشاني از نشانه هاي سستي در حسين پديدار نشد، نه بر او و نه بر ياران و زنانش. اين رسالت بزرگي بود که حسين آن را به انجام رساند. و کاري بود که حضرت زينب نيز در ميان زنان انجام داد. و سپس، حضرت زينب، نقش مهم ديگري نيز به عهده گرفت و آن چيرگي بر توطئه بني اميه بود. آنها مي خواستند امام حسين را بکشند، بي آنکه کسي خبردار شود...
همانگونه که مرد مي تواند حسين باشد، زن مسلمان نيز مي تواند زينب باشد. اگر امام حسين نمونه ايست براي قهرمانان و کماليست براي مردان، زينب نيز نمونه ايست براي زنان. آن چنانکه مرد مسلمان مي تواند قهرمان و مجاهد باشد، زن مسلمان نيز مي تواند قهرمان و مجاهد باشد. آنان هر دو نياز به ايمان و ايستادگي و احساس قرب به خدا دارند، تا نترسند و اندوه نداشته باشند: «ألا إن اولياء الله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون».(62:10)(آگاه باشيد که بر دوستان خدا بيمي نيست و غمگين نمي شوند)...
پس امروز و در اين شرايط بزرگداشت شعاير و گوش فرا دادن به گريه، تنها وظيفه ما نيست، بلکه آنچه بر ما واجب است، ياري رساندن به امام حسين در اهدافش است، او خود به اين اهداف تصريح کرده است: «إنني ما خرجت أشرا ولابطراً» اين کار براي پيروزي بر کسي يا براي کسي نبود، تا بگوييم تمام شد و ما راحت شديم...
هرگز چنين نيست، بلکه رسالتي را که امام حسين آن روز هدف قرار داد، امروز نيز برجاست؛ زيرا که امت بر جاست.
پس ما بجاي آنکه امروز بگوييم و آرزو کنيم که «ياليتنا کنا معک فنفوز فوزاً عظيماً»(کاش با تو بوديم تا به سعادتي بزرگ نائل مي شديم) مي توانيم او را ياري کنيم و او را در برابر دشمنش قدرتمندتر، و اهدافش را محقق سازيم. اين کار شدني است و در برابر ماست.
حالا خود دانيد اي مؤمنان، توجه به خود کنيد که نبرد برپاست. به اعمال و رفتار خودتان و فرزندانتان و زندگيتان و زنانتان و واجباتتان و محرماتتان توجه کنيد و هوشيار باشيد، و هر آنچه خود مي خواهيد، برگزينيد...
متن کامل سخنان امام موسي صدر با عنوان نقش حضرت زينب (س)در قيام امام حسين (ع) را در سايت امام موسي صدر بخوانيد .
متن کامل را مطالعه فرمایید .


 

لینک های مرتبط :

ولایت مداری تنها درس عاشورا است/ آیت الله نوری همدانی

برخی نادانها قدر رهبری را نمی دانند /آیت الله صدیقی

امروز بالاترين معروف حراست از ولايت فقيه و نظام است/آیت الله مجتهد شبستری

ملت ایران هیچ موقع حسین زمان خود را تنها نخواهند گذاشت / میرتاج الدینی

عاشورا به روایت آمار/سید محمدعلی موسوی

 

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: پنجشنبه سوم دی 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

bullet عبرت و بصیرت در آئینه عاشورا

عاشورا به ما درس مى دهد كه در ماجراى دفاع از دين، بصيرت بيش از چيزهاى ديگر براى انسان لازم است. بى بصيرت ها بدون اين كه بدانند، فريب مى خورند و در جبهه باطل قرار مى گيرند چنان كه در جبهه ابن زياد كسانى بودند كه فُسّاق و فجّار نبودند ولى از بى بصيرت ها بودند. اينها درس هاى عاشوراست البته همين درس ها كافى است كه يك ملت را از ذلت به عزّت برساند. همين درس ها مى تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد.
      عاشورا غير از درس، يك صحنه عبرت است. انسان بايد در اين صحنه نگاه كند تا عبرت بگيرد. عبرت بگيرد يعنى چه؟ يعنى خود را با آن وضعيت مقايسه كند و بفهمد در چه حال و وضعى قرار دارد. چه چيزى او را تهديد مى كند و چه چيزى براى او لازم است. اين را عبرت مى گويند.
     اولين عبرتى كه در قضيه عاشورا ما را متوجه خود مى كند اين است كه ببينيم چه شد كه پنجاه سال بعد از درگذشت پيغمبر جامعه اسلامى به آن حد رسيد كه كسى مثل امام حسين(ع) ناچار شد براى نجات جامعه اين چنين فداكارى كند ...  مگر چه وضعى بود كه حسين بن على(ع) احساس كرد كه اسلام فقط با فداكارى او زنده مى ماند و الا از دست مى رود؟ عبرت اين جاست.
     ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه چه شد كه فردى مثل يزيد بر جامعه اسلامى حاكم شد؟ جامعه اسلامى كه رهبر و پيغمبرش در مكه و مدينه پرچم ها را مى داد دست مسلمان ها و آن ها مى رفتند تا اقصا نقاط جزيرة العرب و مرزهاى شام، امپراتورى روم را تهديد مى كردند و سربازان دشمن نيز از مقابلشان فرار مى كردند و مسلمين پيروزمندانه برمى گشتند (مثل ماجراى تبوك) و جامعه اسلامى كه در مسجد و مَعبَر آن، صوت تلاوت قرآن بلند بود و شخصيتى مثل پيغمبرْ با آن لحن و نَفَس، آيات خدا را بر مردم مى خواند و مردم را موعظه مى كرد و آن ها را در جاده هدايت با سرعت پيش مى برد. چطور شد كه همين جامعه، همين كشور و همين شهرها آن قدر از اسلام دور شدند تا كسى مثل يزيد بر آن ها حكومت كرد؟ چرا بايد وضعى پيش بيايد كه كسى مثل حسين بن على (ع) ببيند چاره اى ندارد جز اين فداكارى عظيم, كه در تاريخ بى نظير است. چه شد كه آن ها به اين جا رسيدند؟ اين همان عبرت است.
      ما بايد اين را امروز مورد توجه دقيق قرار بدهيم. ما امروز يك جامعه اسلامى هستيم. بايد ببينيم آن جامعه اسلامى چه آفتى پيدا كرد كه كارش به يزيد رسيد. چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين(ع) در همان شهرى كه ايشان حكومت مى كرد سرهاى پسران اميرالمؤمنين(ع) را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند! كوفه همان جايى است كه اميرالمؤمنين(ع) توى بازارهاى آن راه مى رفت، تازيانه بر دوش مى انداخت و مردم را امر به معروف و نهى از منكر مى كرد. فرياد تلاوت قرآن در آناء الليل و أطراف النّهار، از مسجد و تشكيلات آن بلند بود. اين همان شهر است كه حالا دخترها و حرم اميرالمؤمنين(ع) را ...


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: سه شنبه یکم دی 1388 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet شاهکاری از افسران ایرانی جنگ ناتوی فرهنگی
سایت توییتر توسط گروهی از هکرهای ایرانی مورد حمله قرار گرفت
این سایت که در ایام انتخابات و بعد از آن با هدف سازماندهی به صف مخالفان نظام قصد براندازی و تغییر نظام را داشت دیشب با شجاعت و درایت افسران جنگ نرم  برای مدت یک ساعت از دسترس کاربران خارج و عکس مقابل بر روی آن قرار گرفت تا استکبار رسانه ای بداند جوانان ایران برای هویت خود آماده جانفشسایت توییتر توسط گروهی از هکرهای ایرانی مورد حمله قرار گرفت.انی هستند حال اگر رهبرو مولا حکم جهاد دهد این حماسه را نتوان باور کرد.

این گروه که خود را «ارتش سایبر ایران» نامیده‌اند بعداز ظهر پنجشنبه این سایت را مورد حمله خود قرار داده و صفحه نخست آن را تغییر داده‌اند.
در نتیجه این هک، توییتر بیش از یک ساعت از دسترس کاربران خود خارج شده است.

توییتر معروف‌ترین سایت میکروبلاگینگ است که کاربران فراوانی در سراسر جهان دارد.

 


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

bullet رنج نامه اي از زبان كودكان معصوم شهر شوط
پيش به سوي شهر پاكيها

 

علیزاده(مدیرعامل انجمن حمایت زندانیان شوط)

براي خدا پيش ما بمان- از ما جدا مشو- بر قطره هاي تلخ سر شكن نگاه كن-
بنگر به دست كوچك لرزان طفل خويش از قصه هاي طلاق و جدائي سخن مگو- از
پيش ما مرو- از ما جدا مشو.
اشك نياز را به رخ زرد ما ببين- ما جوجه هاي تازه رس بي ترانه ايم- بر
جوجه هاي غم زده سنگ ستم مزن- ما را به زير بال نوازش عزيز دار- سامان
آشيانه ما را به هم مزن- دستم به دامنت از قصه هاي طلاق در اين خانه دم
مزن.
بابا فداي تو- لختي درنگ كن. ما را به چنگ حوادث رها مكن. انديشه كن پدر.
ما را ببين چگونه به پايت فتاده ايم. از خشم درگذر. بي مادري بلاست.
ويرانگري مكن.
درددل كودكان رنگ پريده كه از تند باد اعتياد چراغ قافله اش خاموش مي شود و در شبي سياه و در شوره زار عمر هر يك به كوره راهي غريب مي روند و ازياد روزگار فراموش مي شوند.
ويرانگري كه مانع شنود فرياد التماس كودك در گوش پدر مي شود. كودكانند وداستان غم انگيز بي كسي و نيست در اين گذرگاه فرياد رسي. اين حكايت مختصرحكايتي از هزاران درد تلخ هم وطنان است كه گرفتار افيون خانمان سوزاعتياد گرديده اند نه ملجأيي جهت رجوع داشتند و نه اعتماد در محل سكونت.
اما در اين شهر دور از جغرافياي وطن تمهيداتي از طريق هيأت مديره انجمن حمايت زندانيان و در رأس آن رياست محترم هيأت جناب آقاي كريمي كه رياست دادگستري را نيز برعهده دارند و با همراهي و درايت فرماندار محترم و رئيس كميته فرعي مبارزه با مواد مخدر و اعضاي گرانقدر هيئت مديره، مدير عامل و
متصدي امور دفتري انجمن و كميته محترم امداد ديگر دلسوزان انديشيده شد به گونه اي كه در اندك زمان كوتاه معتادين سخت گرفتار شناسايي و جهت مداوا به مراكز مجاز ترك اعتياد معرفي شده اند اين عمل چنان ماهرانه و با لطافت و مهرباني انجام گرفت كه خانواده ها خود مراجعه و افراد معتاد را معرفي مي كنند و در اين رهگذر در جهت كاستن از رنج خانواده ها ضمن ترتيب كلاس هاي آموزش حضوري (چهره به چهره) و تأمين نيازهاي مالي خانواده و همچنين تقبل هزينه هاي بيمار موجب گرديد كه عمل ترك اعتياد به يك فرهنگ عمومي تبديل شود و معتادان خود آمادگي مراجعه به كمپ ها را دارند. اينك كارهاي انجام گرفته در جهت التيام آلام خانواده هاي معتادين به شرح ذيل اعلام مي دارد:
- اعزام بيماران معتاد به كانون ترك اعتياد 40 مورد
- خانواده هاي تحت پوشش 112 نفر
- هزينه هاي انجام گرفته اعم از اياب ذهاب و هزينه خانواده ها 50000000 ريال
- رهن و اجاره سه باب منزل مسكوني جهت سكنت معتادين نيازمند به ارزش رهن 6000000 ريال
- هزينه اجاره بهاي ماهانه 3000000 ريال
ضمنا" موارد شناسايي و اعزام كماكان ادامه داشته و به حول و قوه خداوندي در نظر است تا سوزاندن ريشه هاي اين افيون و فراهم آوردن شهر پاك اين عمل ادامه يابد.

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

bullet سه ایپزود از داستان زندگی روزانه

 

ایپزود اول :

 

ساعت 20/14 بازار ميوه فروشي خياباني در شهر ارومیه

مشتري اول – مهندس ، قربانت 2 كيلو هم موز بده ، پرتقال چنده مهندس ؟

فروشنده جوان : كيلويي هزار و پانصد 

مشتري –  مهندس قربان دستت پرتقال و ليموشيرين هم از هر كدام 2 و 3 كيلو بده .

مشتري دوم كه داشت ميوه ها را تماشا ميكرد  ؛ شما مگه مهندسين ؟

-       بله مهندس عمرانم  2 ساله كه فارغ التحصیل شده ام  !

 

ایپزود دوم :

 

ساعت 30/14 يك خيابان پائين تر سر كوچه مقبره مرحوم سيد حسن عرب باغي

اتومبیل كلانتري 11 كنار خيابان و افسر وظيفه شناس در حالی که سيگاری را در میان لبانش گذاشته ، جوان خوش هيكلی را كه شلوار 6 جيب و كاپشن ورزشي پوشيده ، كنار خيابان جلوي چشم همه عابرين و اهالي منطقه نگه داشته.

در حالی که سیگار را با لبانش نگه داشته  با دو دستش جيبهاي جوان را جستجو می کند.  بعد از جمع شدن عده ای از اهالي و كسبه و عابرين گذري ،  بازرسی بدنی وی برای یافتن مواد مخدر نتیجه نمیدهد و بدون اينكه حرفي بزند  جوان را رها مي كند و سوار ماشين سمند گشت كلانتري 11  شده و مي رود ، جوان با نفرت در حاليكه زير لب فحش مي دهد ماشين كلانتري را تا لحظاتي نگاه مي كند ، بدون اينكه به مردم نظري بياندازد از خيابان رد مي شود .

-  سلام دنبال چي بود ؟

-  هيچي بي ....... ! فقط آبروم رو برد .

 

ایپزود سوم :

 

دم در منزل

زنگ به صدا در مي آيد

پدر : دخترم در را باز كن .

كارگر شهرداري در حال جمع كردن زباله جلوي در منازل محله

دختر 8 ساله در را باز مي كند .

- سلام بابا

-سلام این ها را بگیر

دو كيسه ميوه را به دست دختر مي دهد تا دختر به داخل خانه ببرد

 

كارگر شهرداري جلوي درب منزل پدر و دختر برای بردن آشغالها می رسد، پدر در دست ديگر دو عدد نارنگي به كارگر تعارف مي كند

كارگر : فكر كردم مي خواهي پول بدهي !

پدر : نه بابا پولم كجا بود ؟

كارگر شهرداري : شما هم ناله كنيد ما هم كه 4 ماه است یک ریال حقوق نگرفتیم .

پدر : 4 ماهه ؟  پس از كجا زندگي را سر می کنید ؟

دخترك گفتگو ي پدر با كارگر شهرداري را مي شنود

كارگر : زندگي نمي كنيم زنده ايم . 4 ماه از اين و آن قرض مي گرفتم كه اگه حقوقم را دادند پس بدم . صدقه  و قرض دوست و آشنا را مي خوريم

 

ادامه همان ایپزود :

شب اتاق خواب دخترک

پدر در باز مي كند و ميبيند که دخترش هنوز نخوابيده است  

مرد : بابا بخواب فردا باز خواب می مانی

دختر : ای بابا همش تو فكر اون كارگر شهرداريم .  یعنی 4 ماهه بي پوله ؟ یعنی گرسنه می خوابه؟ مگه اون دختر نداره؟

پدر به فکر می رود : بخواب دخترم ، آقای شهردار الان خوابيده فکر اون کارگر رو از سرت بیرون کن.

 بخواب .

 


... ایپزودهای بعدی را برای سیاه نمایی ارائه نمی کنیم که بیشتر عقلای همه چیز دان فعلا با خود نوشتن ما مشکل دارند چه برسد به نوع نوشتن ...

تا بعد...

 

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: هنر و ادبیات ׀

bullet آگراندیسمان با لنز معکوس

اخیرا  سایت آینا نیوز مطلبی را با تیتر (( آموزش علنی رقص بانوان در  ارومیه )) درپی انتشار یک آگهی نامه در سطح گسترده در شهرستان ارومیه منتشر نمود که بی کم و کاست و عینا در ادامه می آورم:

آینا نیوز:تأسف بارتر اینکه اگر آموزش رقص تا پیش از این بصورت مخفی انجام می شد ، اکنون با تبلیغات علنی و توزیع گسترده تراکت های تبلیغاتی و چاپ آگهی در نشریات ، به صراحت مهارت خود را در آموزش انواع رقص های آذری ، عربی ، فارسی اصیل ،هیپاپ (!) ، اسپانیایی و ... اعلام می کنند !

چندی پیش در یکی از آگهی نامه هایی که همه روزه در سطح شهر بصورت دستی توزیع می شوند ، آگهی ای منتشر شده بود که در عین کوچکی اش ، جسارت و گستاخی بزرگی را جار میزد و هنجار واضحی را می شکست !

 

اخیرا" در چهارگوشه کلانشهر ما مراکزی تحت عناوین کاذب به آموزش رقص و حرکات موزون (!!) برای بانوان ، می پردازند اما فعالیت این مراکز مشکوک ، حساسیت کسی را برنمی انگیزد ، نه رسانه ها و نه مردم و نه مسئولین توجهی به این موضوع نمی کنند و تأسف بارتر اینکه اگر آموزش رقص تا پیش از این بصورت مخفی انجام می شد ، اکنون با تبلیغات علنی و توزیع گسترده تراکت های تبلیغاتی و چاپ آگهی در نشریات ، به صراحت مهارت خود را در آموزش انواع رقص های آذری ، عربی ، فارسی اصیل ،هیپاپ (!) ، اسپانیایی و ... اعلام می کنند !

از آنجا که  اینگونه مراکز ازهیچ نهاد یا ارگان مرتبط مجوز فعالیت ندارند ،در قالب باشگاههای بدنسازی و پرورش اندام بانوان و با دریافت مبالغی اقدام به برگزاری این دوره ها می نمایند و متأسفانه برخی از زنان شهرمان به بهانه رفتن به کلاسهای بدنسازی و ورزشی در این دوره ها شرکت می کنند .

                                             Image

این در حالی است که  مسئولین و دست اندرکاران امورفرهنگی و حتی ورزشی استانمان ( که فریاد اصولگرایی و ارزش مداری شان گوش همه را کر نموده است ) همچنان به ارائه خدمات ارزنده سیاسی پرداخته وبه حل وفصل مسائل ریز و درشت عرصه سیاست مشغولند  بطوریکه پس از گذشت ۳۰ سال از عمر انقلاب اسلامی باید شاهد تبلیغ و ترویج آزادانه رقص و دانس زنان در سطح شهر باشیم ، و اتفاقی که در دوران اصلاحات هرگز نیفتاد اکنون در دولتی که داعیه دار احیای ارزشهای انقلاب است ، براحتی دارد اتفاق می افتد .  

اما آنچه باعث تأسف بیشتر می شود این است که در ذیل آگهی تبلیغاتی مذکور جمله ای درج شده است که حاکی از عمق فاجعه است و نشان می دهد دست هایی پنهان ( خواسته یا ناخواسته ) در صدد القای این نکته هستند که با رقص و طرب ، در خانواده ها آرامش ایجاد کنند و از زنان ( که نقش اساسی در قرار و آرامش خانواده ها دارند )  افراد الکی خوش وطنازی بسازند تا روز به روز آنها را به آغوش آرامش ها و نشئگی های کاذب و لودگی و بی بند وباری و به تبع آن دور کردن از آرامش و سکینه معنوی سوق دهند : « با ما باشید تا ازفشار روزمره زندگی خارج شوید »

                                          Image

جالب اینجاست آگهی نامه ای که اقدام به انتشار این تبلیغ نموده است دارای مجوز رسمی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی است و در زیر عنوان اصلی و نام نشریه خود مدعی شده که این آگهی نامه در تیراژ 40 هزار نسخه در سطح استان منتشر می شود !

اینکه آیا واقعا" کسی در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چنین مطالبی را رصد می کند و با دقت مواردی از این دست را بررسی می نماید ، موضوعی است که می بایست مدیران این اداره کل نسبت به آن حساس و البته پاسخگو باشند اما آنچه بدیهی است این است که مسئولین محترم این اداره آنقدر سرگرم پاسخگویی به استعلامات نیروی انتظامی و امثال آن به منظور تشخیص صحت وسقم خبرنگار بودن یا نبودن افراد هستند که فرصتی برای رسیدگی و یا برخورد با اینگونه هنجار شکنی ها را ندارند !!به  امید  روزی  که  مسئولین  ما  بجای  پرداختن به  امور  غیر ضرور و نامربوط و سر دادن شعارهای دهان پرکن ، به  انجام و سرانجام وظایف محوله خود و دستگاه متبوع شان  بپردازند. 

(حاشیه یک دیدار)

برگ زیتون:براي عرض تبريك انتصاب حجت الاسلام كريمي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان  ، با عده اي از دوستان خدمتشان شرفياب شديم  ، سالهاي آشنايي با اين عزيز يك مشخصه اخلاقي را برايم ثبت نموده است . خوش خلقي و بینش خوب فرهنگي

در قوراه هاي يك روحاني  صاحب فکر در عرصه های سیاسی  فرهنگی و هنری قابل احترام است

از همان اول با مبحث مطبوعات و مطالب من در سايت آینا نیوز شروع كرد و چون فضا نقد مطبوعات محلي و سايتها شد فقط شنونده مطالب بودم تا اظهارنظرکننده !

 مطلبي را به شيريني گلايه نمود ، وي اظهار داشت در هفته هاي اول تصدي گري ام مطلبي در وبلاگ ذوالفقار مطرح گرديد بنام آموزش علني رقص بانوان در اروميه كه حواشي زيادي را ايجاد نمود اين مطلب در  يكي از آگهي نامه هاي استان به نام (نگاه شهر )چاپ گرديده بود كه بلافاصله مسئول آگهي نامه را كه خانم  - ذ نام  بود به حضور خواستم چون آگهي نامه ها با مجوز رسمي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ مي گردد نظارت بر عهده سازمان ما مي باشد بعد از كلي توضيح و اخطار متوجه شديم كه وي داراي 3 اخطار ديگر نيز در پرونده فعالیت داردبه اين دليل با وجود كارآفريني بر ۱۱نفر بمدت 6 ماه محل آگهي نامه پلمپ و مجوز انتشار وی نيز توقیف گرديد .

      

مدير كل ارشاد گلايه نمود كاش جوابیه و توضیحی كه به سايت هاي مذكور ارسال كرده ام نیز به مانند کار حرفه ای چاپ می شد تا موجبات تکدر خاطر همشهریان مومن را فراهم نمی نمود .  ولي هيچ کدام از رسانه های مذکور به نشر آن اقدام ننموده اند و گلايه دارم كه چرا به جاي اینکه يكي از صاحبان سايت آینا نیوز و وبلاگ ذوالفقار و هفته نامه كوشا قبل از انتشار خبر با من تلفنی یا حضوری جویا می شدند  وبعد نسبت به چاپ آن اقدام کنند . متاسفم که به جای نقد نداشته ها و مسامحه كاري به تشويش مي پردازند

آنچه كه مدير كل ارشاد عنوان مي نمود گلايه اي شيرين از انتشار خبري درست بود ولی کاش رسالت تا آخر پی گیری می شد تا بار سنگین روزنامه نگاری در دنیای مجازی و رسانه مکتوب  به احسن الصور به منزل می رسید .

برابر اظهار مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ارائه دهنده اگهی  آموزش رقص بانوان مجوز ورزشهاي ايروبيك را از تربيت بدني استان گرفته با توجه به همان مجوز در اثر يك خطا نسبت به چاپ در آگهي نامه اي با تيراژ غير واقعي اقدام نموده است .

حال چرا سردبير توانمند هفته نامه كوشا به اخذ توضيح از مدير كل ارشاد اقدام ننموده ؟ چرا مدیران صاحب سبک سایت آینا نیوز و وبلاگ ذوالفقار توضیح کریمی را منعکس ننموده اند ؟چرا  های بی پاسخ از یک روند نامناسب حضور در رسانه مجازی است که امید است دوستان بزرگوار به دقت و تامل برای رسالت خود سنگ تمام بگذارند  .

 حجت الاسلام كريمي بايد بر كار مطبوعات نظارت حرفه اي داشته باشد كه تلاش و تدبیر زيادي را صرف خواهد نمود .

نظر وبلاگ علی رمضانی صاحب وبلاگ محراب  از کارکنان فرهنگ و ارشاد به مطلب فوق:

 قبل از هرچيز ،حساسيت و دقت نظر این سایت خبری ـ آینا نیوز ـ در مورد مسائل فرهنگي جاري در سطح استان قابل تحسين و جاي تقدير است و صد البته از عمده خصيصه هاي يك خبرنگار، تيزبيني و داشتن شاخك هاي حسي بسيار قوي است.اما آيا هيچ از خود مي پرسند كه آگرانديسمان كردن مساله يك غير واقعی به سوابق كاري  و حرفه اي لطمه مي زند.اگر قدري درست ببينند و ملاحظه كافي نسبت به قسمت پايين(آگهي نامه نگاه شهر ) داشته باشند؛دقيقا نوشته شده است ـ‌ با مجوز اداره كل فرهنگ و ارشاد اذربايجان غربي ـ توضیحا اینکه و هرگونه مجوز در نهايت  جهت انجام و ارائه خدمات چه مطبوعاتي و چه آگهي نامه و سایر مجوزها براي فعاليت قانوني براي فرد يا افراد حقیقی یا حقوقی در سطح شهر صادر می شود.و اين صرفا بدين معني نيست كه اين مجوز براي تك تك محتويات اين آگهي نامه بصورت جداگانه صادر شده و یا این گونه تداعی می نمایند که برای برپائی این کلاس آموزشی از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز داده شده است .هرچند که قبل از انتشار هرگونه آگهی نامه می بایست برای اخذ مجوز انتشار با اداره کل ارشاد هماهنگی می شد واین یکی از موارد تخلف صاحب امتیاز این آگهی نامه بوده است

.در ضمن بدون داشتن آگاهي كافي و وافي از مسائل اداري  و مساعي يك سيستم تلاشگر ، راي به محكوميت و هيچ انگاشتن تمام داشته ها و كرده ها صادر مي كنند. خداي ناكرده فكر مي كنند كه اين گونه موارد از نظر دستگاه متولي امور فرهنگي به دور مانده است كه اينگونه برعليه مدير تازه منصوب و كاركنانش ترك تازي مي كنند و با این همه آسمان ریسمان کردن همگان را زیر سئوال می برند و دیگر خدمات شایسته را نادیده می گیرند.

حال سئوال من از شما اين است ((آيا بعنوان يك خبر نگار مدعی تعهد و يك سايت خبري پر مخاطب در مواردي اين چنيني به رسالت فرهنگي خود در امر فرهنگسازي و پرهيز از تبليغ عليه يك سيستم تاثيرگذار آن هم بر اساس برداشتهای ناصحیح از امور هيچ فكر كرده ايد؟ يا تنها به بزرگنمائي اخبار متوجه بوده ايد؟))

آیا نباید دستگاه صادر کننده مجوز ـ که بی شک سازمان تربیت بدنی است ـ برای این مرکز ورزشی پاسخگو باشد؟؟؟ و نباید بررسی کنیم که چه اندازه به امور این سالنهای ورزشی خصوصی از سوی متولیان امر نظارت می شود.

بنظرم رعايت شرايط انصاف و عدالت در انتشار اخبار براي يك فرد حرفه اي از اهم امور باشد .از سوی دیگر به نظر می رسد که اکنون زمان آن است که آسیب شناسی اینگونه امور بیش از پیش در صدر امور و در دستور کار  دستگاههای سیاسی و قضائی  باشد که : (( چرا مردم به رفتارهای قانون گریز و هنجار شکن تمایل نشان می دهند.؟؟؟!!!)) 

جوابیه آینا نیوز : به مطلب  حاشیه یک دیدار

دوست همواره متذکرم سلام
از تذکر جدیدتان ممنون ولی کاش از آقای کریمی می پرسدید سرجوابیه ای که برای ذوالفقار و اینانیوز نفرستاده دارد با چه کسی دعوا می کند.اگر کوشاتنها رسانه ای است که ایشان و مسئول مطبوعاتشان به رسمیتش می شناسند و او جوابیه شان را علی رغم رسمیت داشتن نمیزند میدادند جوابیه را به آینا و ذولفقار تا برایشان روشن کنیم رعایت اصول حرفه ای از جانب آنانی که به حسابشان نمی آورید چگونه است. این برای بار چندم است که حاجی کریمی دارد گلایه ای را از آینا مطرح می کند که ما روح مان هم از آن خبردار نیست! بهتر نیست یک سوالی از مسئول واحد مطبوعاتش بپرسد که علت عنادشان با آینا و امثالهم چیست؟شما فکر می کنید کریمی نمی داند بار چندم است که از این آقا درخواست کرده بنده را به جلسات فرابخواند توضیحی ارسال کند و حرفی منتقل کند ولی آقا سیاح نابغه جایزالخطایی بشری و فراموشکاری اش درست همین موقع ها گل می کند! اینها عجیب نیست متذکر جان!

نظر دوست فرزانه ام پویا به مطلب  حاشیه یک دیدار

جوابیه حامد قانع کننده است و نقد شاهرخ سازنده.
از ترکیب ایندو می توان حاصلی بدست آورد آیا؟!
البته این را نیز اضافه کنم این مشکلی است که معمولا در بروکراسی اداری مبتلا به آن هستیم. با امید و آرزو نیز نمی توان دل در گرو حل آن داد. تا زمانی که سلایق به جای ضوابط در دنیای مطبوعات مجازی و ... حاکمند بهتر است خیلی امید به اصلاح مشکلات سایتهای خبری نداشته باشیم.

خبرگزاری مجازی آذربایجان سولدوز نیوز :انتقاد مدير كل ارشاد آ-غ از نشريات وسايتهايی كه به بيان ناقص اخبار ميپردازند انعکاس خبر حاشیه یک دیدار

مطالب دردناک از تنویر افکار عمومی به سبک بدوی غیر دمکراتیک و نسنجیده دانشگاه علو پزشکی به سئوالات یک خبرگزاری  پاسخگویی به روش دانشگاه علوم پزشکی+عکس

  مطلب مربوط  : کریمی: انتقادها از کیفیت نشریات محلی قابل قبول است

مطالبی جالب از وبلاگ ذوالفقار - همسنگران به جان هم افتاده اند

 

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه بیستم آذر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

bullet حاشیه یک دیدار

براي عرض تبريك انتصاب حجت الاسلام كريمي مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان  ، با عده اي از دوستان خدمتشان شرفياب شديم  ، سالهاي آشنايي با اين عزيز يك مشخصه اخلاقي را برايم ثبت نموده است . خوش خلقي و بینش خوب فرهنگي

در قوراه هاي يك روحاني  صاحب فکر در عرصه های سیاسی  فرهنگی و هنری قابل احترام است

از همان اول با مبحث مطبوعات و مطالب من در سايت آینا نیوز شروع كرد و چون فضا نقد مطبوعات محلي و سايتها شد فقط شنونده مطالب بودم تا اظهارنظرکننده !

 مطلبي را به شيريني گلايه نمود ، وي اظهار داشت در هفته هاي اول تصدي گري ام مطلبي در وبلاگ ذوالفقار مطرح گرديد بنام آموزش علني رقص بانوان در اروميه كه حواشي زيادي را ايجاد نمود اين مطلب در  يكي از آگهي نامه هاي استان به نام (نگاه شهر )چاپ گرديده بود كه بلافاصله مسئول آگهي نامه را كه خانم  - ذ نام  بود به حضور خواستم چون آگهي نامه ها با مجوز رسمي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ مي گردد نظارت بر عهده سازمان ما مي باشد بعد از كلي توضيح و اخطار متوجه شديم كه وي داراي 3 اخطار ديگر نيز در پرونده فعالیت داردبه اين دليل با وجود كارآفريني بر ۱۱نفر بمدت 6 ماه محل آگهي نامه پلمپ و مجوز انتشار وی نيز توقیف گرديد .

       Image

مدير كل ارشاد گلايه نمود كاش جوابیه و توضیحی كه به سايت هاي مذكور ارسال كرده ام نیز به مانند کار حرفه ای چاپ می شد تا موجبات تکدر خاطر همشهریان مومن را فراهم نمی نمود .  ولي هيچ کدام از رسانه های مذکور به نشر آن اقدام ننموده اند و گلايه دارم كه چرا به جاي اینکه يكي از صاحبان سايت آینا نیوز و وبلاگ ذوالفقار و هفته نامه كوشا قبل از انتشار خبر با من تلفنی یا حضوری جویا می شدند  وبعد نسبت به چاپ آن اقدام کنند . متاسفم که به جای نقد نداشته ها و مسامحه كاري به تشويش مي پردازند

آنچه كه مدير كل ارشاد عنوان مي نمود گلايه اي شيرين از انتشار خبري درست بود ولی کاش رسالت تا آخر پی گیری می شد تا بار سنگین روزنامه نگاری در دنیای مجازی و رسانه مکتوب  به احسن الصور به منزل می رسید .

برابر اظهار مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ارائه دهنده اگهی  آموزش رقص بانوان مجوز ورزشهاي ايروبيك را از تربيت بدني استان گرفته با توجه به همان مجوز در اثر يك خطا نسبت به چاپ در آگهي نامه اي با تيراژ غير واقعي اقدام نموده است .

حال چرا سردبير توانمند هفته نامه كوشا به اخذ توضيح از مدير كل ارشاد اقدام ننموده ؟ چرا مدیران صاحب سبک سایت آینا نیوز و وبلاگ ذوالفقار توضیح کریمی را منعکس ننموده اند ؟چرا  های بی پاسخ از یک روند نامناسب حضور در رسانه مجازی است که امید است دوستان بزرگوار به دقت و تامل برای رسالت خود سنگ تمام بگذارند  .

 حجت الاسلام كريمي بايد بر كار مطبوعات نظارت حرفه اي داشته باشد كه تلاش و تدبیر زيادي را صرف خواهد نمود .

اميدواريم

 

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: چهارشنبه هجدهم آذر 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

 

© All Rights Reserved to bahs.Blogfa.com / Theme by: iTheme